علیرضا تغابنی و ایمان رئیسی
تغابنی: بیش از اینکه بخواهیم در مورد پروژه های شما صحبت کنیم، ترجیح می دهیم بصورت کلی تر، بر مباحثی تمرکز کنیم که با مطالعه کارها و نظرات گذشته ی شما در مورد آنها برایمان سوال ایجاد شده و می خواهیم با گفتگو در مورد آنها، این حوزه ها روشن تر و شفاف تر شوند و بصورت کامل تری مورد بررسی قرار گیرند.
در یکی از بحث های گذشته، شما بحث اریجینالیتی (اصالت) را مطرح نمودید و اشاره داشتید که این موضوع از دغدغه های هنر امروز است. برای شروع بحث می خواهم بدانم شما چه تعریفی را برای اریجینالیتی ارائه می کنید و به عبارت دیگر اریجینال بودن اثر معماری را در چه موضوع یا روندی می دانید؟
دانشمیر: اریجینالیتی اولین بار بطور مشخص به وسیله سزان مطرح شد که در حقیقت سعی کرد طبیعت بیرونی را به صورت ذهنی تصویر کند. به عبارت دیگر موضوع بیرونی توسط یک لنداسکیپ درونی بازسازی و مطرح شد. فضای درونی بصورت حادی از سزان شروع شد و تا قبل از آن بازنمایی صرفا بیرونی بود و شاید بدلیل ظهور عکاسی، بعد از سزان این بازنمایی به موضوعی درونی تبدیل شد و چون این لنداسکیپ درونی ماهیتی شخصی و منحصر به فرد دارد، موضوع اریجینالیتی و اصالت مطرح می شود.
در شرایط فعلی اریجینالیتی برای من تلاش در جهت توسعه مدیا یا زبانی ست که در آن کار می کنیم. یعنی اگر این مدیا معماری ست هر گونه تلاشی که باعث شود مرزهای این دیسیپلین تغییر کند، کاری اریجینال است. به عبارتی هرگونه دیدن پدیده ها بصورتی که تا به حال دیده نشده، یا هر گونه زاویه دید جدید که خوانایی جدیدی از یک موضوع را ارائه دهد را اثری اریجینال می دانم. این زاویه دید جدید باعث میشود اطلاعات جدیدی از پدیده تولید شود و نکاتی دیده شود که از زوایای گذشته قابل دیدن نبوده اند و آن نکات شما را به چشم انداز جدید یا نتایج جدید هدایت می کند.
به طور مثال در مورد معماری می توانم به پروژه گری اشاره کنم که نام "اثر بیلبائو"را بر آن گذاشته اند. من فیلمی از سیدنی پولاک دیدم که با شخصی گفتگو داشت و در آن از دوستی اش با گری می گفت و اینکه چگونه شد که فیلمی در مورد او ساخته، او می گفت که در اسپانیا در حال ساخت فیلمی بوده و در همان زمان هم با گری در لس آنجلس دوست بود، اما برای معماری اهمیتی قائل نبود. چون عموم مردم به معماری بصورت غیر مهمی نگاه می کنند. پولاک می دانست که گری ساختمانی در بیلبائو دارد و میدانست که فلان روز افتتاحیه آن پروژه ست. پولاک هم که در حال ساخت فیلمش بود، چون از روند آن راضی نبود، برای عوض شدن آب و هوایش به بیلبائو رفت. او وقتی با اثر گری مواجه شد، گفت اصلا باورم نشد، جا خوردم. اصلا نفهمیدم موضوع چیست. و بعد می گفت که تمام روز با گری صحبت می کرد که در مغز تو چه میگذرد که باعث خلق چنین اثری شده. در واقع پولاک شوکی را مطرح می کند که در اثر این تماس اتفاق افتاده و این فارغ از خوب یا بد بودن این پروژه است. البته پروژه گری بسیار چشم گیر و جلب توجه کننده ست و در نقطه مقابل آن، پروژه های اریجینال دیگری هم هستند که شیوه تفکر دیگری دارند، مثل پروژه پیتر زومتور که بقدری تکان دهنده است که آرشیتکت تراز اولی مثل آیزنمن را هم تحت تاثیر قرار می دهد و به نظر من آیزنمن یادواره برلین را خیلی مستقیم از روی آن ساخته است و کولهاس آنرا جزء ده پروژه قرن بیستم اعلام می کند.
رئیسی: در مباحث تاریخ هنر به استفاده هنرمندان از آثار یکدیگر اشاره می شود. بطور مثال کاری که دوشان با مونالیزا انجام می دهد، شما هم در بحث های گذشته به استفاده و شروع کار آفرینش هنری از یک اثر دیگر اشاره کرده اید. می خواهم نظرتان را در مورد ارتباط این دو مساله یعنی استفاده از اثر دیگران و مساله ی اریجینالیتی بدانم.
دانشمیر: دردوران کلاسیک تا مدرنیسم، طبیعت مدل هنرمندان است. یعنی نقاشان و مجسمه سازان به بازنمایی طبیعت می پردازند ، در دوران مدرن همانطور که گفتم، ذهن مدل اصلی ست. اما در دوره پست مدرن اثر هنری موضوع اثر هنریست. به عبارت دیگر هنرمند برای نقاشی اجباری ندارد طبیعت بی جان را مدل خودش بگذارد. می تواند از عکس نقاشی کند. می تواند از یک اثر دیگر شروع کند و یا حتی یک اثر را تکرار کند.